الدورادو El2r~2

خدایا ، هرگز نمیگویم دست مرا بگیر ، عمریست گرفته ای مبادا رها کنی

نداره

روايت شده است که:

در روزگاران گذشته مردي بود از اهالي کرمان که ناقافل دستي هم در اختراع داشته بود

اين مخترع روزي بناگاه فرياد براورد که: ساختم ساختم

اين مرد فندکي ساخته بود بسيار جميل و ثقيل.

از او دعوت نمودند تا شبي در برنامه پنجره شبانه حضور بنمايند.ايشان هم که در پي ناموري بودند

اين دعوت را اجابت نمودند.

دز اغاز سخن حسيني{شبکه ۳}به او گفت:

اي نامور اي شهير با حضور در برنامه ما را مفتخر کرده ايد .

کرماني فرمود: براي من هم سبب فخر و مباهات است.

حسيني گفت: اي برادر مارا شرمسار نموديد. حالا لطف بنه و بگو که چگونه فندکي ساخته اي؟

کرماني گفت: اين فندک از يک پيت حلبي پر از نفت و يک فتيله تشکيل شده است

و مثلا هنگامي که ميخواهيد سيگاري را روشن نماييد ابتدا با کبريت فتيله را روشن کرده

سپس از فندک استفاده نموده سيگار را روشن ميکنيم

حسيني گفت: اي نادان مگر نمي شود با همان کبريت سيگار را روشن نمود؟

کرماني اندکي تامل کرد سپس گفت:

بله اين گونه هم ميشود

چنين گفت پيغمبر راستگوي زگهواره تا گور دانش بجوي

در راستاي اين جمله و براي کوفتن در گوش کنکور ۸۳ من از امروز در خر خواني بسر خواهم برد

لدا محتمل است که ديدار هايم از وبلاگهايتان کمتر هم شود.

در ضمن من مطلب قبلي رو فرستادم نميدونم چرا نياورد

   + الدو ; ٦:٤٩ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٢
comment نظرات ()