الدورادو El2r~2

خدایا ، هرگز نمیگویم دست مرا بگیر ، عمریست گرفته ای مبادا رها کنی

 

دنيا ميگذرد حتي درختاني كه در اعماق زمين جا خوش كرده اند نيز از اين جاده ميگذرنددريا ها و كوهها نيز مثل باد ميگذرند من و تو هم يك روز غريبانه از اينجا ميگذريم چرا ايستاده اي؟شايد ميخواهي مانند خورشيد باشي شايد دلت ميخواهد مثل ابر باشي باشي اما خود ميداني نميشود ت ميخواهي جاي ابر و خورشيد باشي تا به انها بتابي و بباري و انها را سيراب و نيرومند سازي تا انها مدت بيشتري زنده بمانند اما تو خود نيز گل هستي و ميداني كه عمر گل كوتاه و چند روزه است اما در همين چند روز زندگي انسانهاي بسياري را شاد ميكند و به جهان زيبايي ميبخشد پس اي گل من برخيز و به راه ادامه بده كه اگر دل به راه ندهي و قدم در جاده نگذاري هميشه ساكن خواهي ماند ساكن و سنگين از غباري كهنه اگر قرار باشد كه بي هيچ حركتي بايستي تا نسيم و باد تنت را بيهوده صيقل دهند با يك تكه سنگ سياه چه تفاوتي داري؟سنگي كه در ان روح محبت و عشق دميده نشده است همان بهتر كه به سمت دريا پرتاب شود پس اي گل من برخيز و به راهي كه براي معين شده ادامه بده*
سلام
ببخشيد كه هر كس اومد اين ورا و نظر داد من جواب ندادم .
خيلي شرمندم اخه من سه چهار روزي رفته بودم مشهد{تنها نه با خانواده} اونجا هم كه خدا بهش بركت بده يه كافينت پيدا نكردم كه جواب نظرات شما رو بدم و تو خجالت دوستا نمونم حالا واسه شما دليل دارم جواب داداش كوچولوم{كيان}رو چي بدم ؟
اخه از قبل از رفتنمون كلي حرف زده بوديم كه اره ميريم همديگر رو ببينيم اما به علت فشردگي برنامه هامون و وقت كم ما و از حق نگذریم یه کم هم من سهل انگاری من سبب شد كه حتي يه تماس هم نتونم با داداشي بگيرم و از احوالاتش با خبر بشم راستي من امروز ميرم كرمان البته اونجا نت ميشه راحت پيدا كرد و اره ديگه ***
خلاصه کیان جون رو گذاشته بودیم سر کار{شما:الهی بمیری}اما جدی جدی زیاد تقصیر من نبود.
راستی تو مشهد عملیات مشتی کنون داشتیم و هانا رو مشتی کردیم و از این به بعد بهش میگیم مشتی هانا.
سعی میکنم چند تا از عکسای مشهد رو در اینده براتون بذارم.
خب ديگه اميدوارم خودتون منو ببخشيد چون دليلم موجه بود .
خب تا بعد خداحافظ همتون

   + الدو ; ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٥ شهریور ۱۳۸٢
comment نظرات ()