الدورادو El2r~2

خدایا ، هرگز نمیگویم دست مرا بگیر ، عمریست گرفته ای مبادا رها کنی

خوشم اومد نوشتم مگه چيه؟؟؟؟

من همون جزيره بودم
خاکي و صميمي و گرم
واسه عشق بازي موجا
قامتم يه بستر نرم

يه عزيز دردونه بودم
پيش چشم خيس موجا
يه نگين سبز خالص
روي انگشتر دريا

تا که يک روز تو رسيدي
توي قلبم پا گذاشتي
غصه هاي عاشقي رو
تو وجودم جا گذاشتي
زير رگبار نگاهت
دلم انگار زير و رو شد
براي داشتن عشقت
همه جونم ارزو شد
تا نفس کشيدي انگار
نفسم بريد تو سينه
ابر و باد دريا گفتن
حس عاشقي همينه
اومدي تو سرنوشتم
بي بهونه پا گذاشتي
اما تا قايقي اومد
از من و دلم گذاشتي

رفتي با قايق عشقت
سوي روشني فردا
من و دل اما نشستيم
چشم براهت لب دريا

ديگه رو خاک وجودم
نه گلي هست نه درختي
لحظه هاي بي تو بودن
ميگذره اما به سختي
دل تنها و غريبم
داره اين گوشه ميميره
ولي حتي وقت مردن
باز سراغت رو ميگيره
ميرسه روزي که ديگه
قعر دريا ميشه خونم
اما تو درياي عشقت
باز يه گوشه اي مي مونم

سياوش قميشي
سلام چاکر همه دوستان به علت کمبود وقت نتونستم به نظراتتون جواب بدم
در ضمن ......................ولش کنيد بعدا
قربون همتون بشم
تا بعد
خدانگهدار

   + الدو ; ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ بهمن ۱۳۸٢
comment نظرات ()