الدورادو El2r~2

خدایا ، هرگز نمیگویم دست مرا بگیر ، عمریست گرفته ای مبادا رها کنی

غصه های بی تو بودن

خيلي وقته که دلم براي تو تنگ شده
قلبم از دوري تو بد جوري دلتنگ شده
بعد تو هيج چيزي دوست داشتني نيست
کوه غصه از دلم رفتني نيست
حرف عشق تورو من با کي بگم
همه حرفا که آخه گفتني نيست
*************
نه فريادي نه نغمه اي نه سرودي فقط سکوت ميکنم و ميدانم که حرفهايم را از چشمهايم ميخواني
نه دفتري نه قلمي نه کلمه اي فقط دستهاي تهي ام را پيش رويت ميگيرم و ميدانم که کتاب نانوشته ام را از سطرهاي سپيد دستم ميخواني
همه حرفها و نثرهايم براي آنهايي که هيچگاه به درون کلمات سفر نکردند دلتنگي يک ابر پاره پاره را نديده اند و حسرت سيب سرخ را در موقع فرو افتادن از درخت نشنيدند و لحظه لحظه سکوتم و نثرهايي که هرگز نخواهم نوشت و تصويرهايي که تا ابد نخواهم آفريد؛براي تو
باز وبسته شدن پلکهايم فرورفتن و بر آمدن نفسهايم رفت و آمد اين جسم خاکيم براي آنهايي که جز خيابانها و پياده رو ها گذرگاهي نمي شناسند و شکفتن روحم در باران؛زبانه کشيدن آتشکده احساسم در شبهاي تنهايي و کبوتران مهرباني که در آسمان قلبم پرواز ميکنند؛براي تو
براي يافتن تو؛براي ديدن تو نياز به جستجو نيست.من در گلها و شکوفه ها آبها تورا ميبينم.
من در بال گنجشکها؛خطوط ساده يرگها؛تپش موجها و سرکشي شعله ها تورا حس ميکنم
من در تک تک سلولهاي بدنم وجود تورا احساس ميکنم و تورا ميابم تويي که در اعماق وجود من رخنه کردي؛تويي که قلب مرا به تسخير در آوردي؛کسي که به زندگي من رنگ داد
من از لحظه اي که چشم گشودم به دنبال خودم ميگردم
به دنبال فرشته و ارواح زلالي که در ازل ميشناختم
و توراهمان فرشته ديدم
و دل در گرو مهر تو نهادم
************
سلام دوستان
ببخشيد که دير شد
از دوستاني که سري قبل براشون نظر گذاشته بودم و گويا نظر من اصلا با وبلاگشون نميخوند معذرت ميخوام آخه خيلي عجله اي براي همه يه نظر گذاشتم و دبرو که رفتي دوست داشتم که خيلي ها اون مطلب رو بخونن و واسه شميم عزيزم دعا کنن که اين ماجراها پيش اومد
در ضمن ميخواستم يه چيزي رو هم بهتون بگم اونم اينکه من فقط به کسايي سر ميزنم و نظر ميدم که از طريق مسنجر آپديت شدنشون رو خبر بدن البته البته بروبچ رفيق قضيشون فرق ميکنه
در ضمن هرکسي هم که لينک ميخواد آدرسش رو به من بده
از اين به بعد ديگه اينجا هر 5 روز يک بار آپديت ميشه
احتمالا تا عيد يه بار ديگه مينويسم
بعدش ميرم کرمان و از اونجا براتون مينويسم
احتمالا بم هم ميرم و شما رو از وضعيت اونجا خبر دار ميکنم
موفق و پيروز باشيد
خداحافظ
 

   + الدو ; ٧:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٢
comment نظرات ()