الدورادو El2r~2

خدایا ، هرگز نمیگویم دست مرا بگیر ، عمریست گرفته ای مبادا رها کنی

غم در غم

سلام
نمی دونم والا چی بگم
شما ها چی دعا کردید؟
گفتم بابابزرگم حالش بده براش دعا کنید
گویا دعا کردید که به ماه نکشیده تموم کرد
گفتم واسه شمیم هم دعا کنید
گویا واسه اون کم دعا کردید چون تازه امروز تموم کرد
آره به همین راحتی
شمیم عزیز هم رفت پیش خدا............................
و حالا روز ختم شمیم با روز چهل بابا بزرگم توی یه روزه
این دیگه واسه من چیز عجیبی نیست چونکه روز ختم بابابزرگم هم با سالگرد شهادت داییم یکی بود
فقط خدا کنه این قضیه ختم تو چهلم و ختم تو سوم ما دیگه تموم بشه
چون دیگه طاقت ندارم
یاد اون روز میافتم که شمیم بدنیا اومده بود آورده بودنش خونه نفسم بند میاد
بگذریم این شتره گیر داده به ما و بی خیال بشو نیست
خدا نگهدار

 

   + الدو ; ۱:۱٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۳
comment نظرات ()