الدورادو El2r~2

خدایا ، هرگز نمیگویم دست مرا بگیر ، عمریست گرفته ای مبادا رها کنی

 

خيلی وقته ديگه بارون نزده

رنگ عشق به اين خيابون نزده

خيلی وقته ابری پرپر نشده

دل آسمون سبک تر نشده

مه سرد رو تن پنجره ها

مثل بغض توی سينه منه

ابر چشمام پر اشک ای خدا

وقتشه دوباره بارون بزنه

خيلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو بد جوری دلتنگ شده

بعد تو هيچ چيزی دوست داشتنی نيست

کوه غصه از دلم رفتنی نيست

حرف عشق تورو من با کی بگم

همه حرفا که آخه گفتنی نيست

*****

اگر از مشتريهای اينجا باشيد نوشتن اين شعر براتون جديد نيست درسته پارسال همين موقع بود که من اين مطلب رو نوشتم و مادامی که اين وبلاگ باشه روز آخر دی اين بساطو اين شعره هست و کاريش نميشه کرد

گفته بودم ديگه ميخوام واسه دلم بنويسم اين ديگه خود حرف دلم بود  و ...

اينم از کار دل من .......

   + الدو ; ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۳
comment نظرات ()