غم در غم

سلام
نمی دونم والا چی بگم
شما ها چی دعا کردید؟
گفتم بابابزرگم حالش بده براش دعا کنید
گویا دعا کردید که به ماه نکشیده تموم کرد
گفتم واسه شمیم هم دعا کنید
گویا واسه اون کم دعا کردید چون تازه امروز تموم کرد
آره به همین راحتی
شمیم عزیز هم رفت پیش خدا............................
و حالا روز ختم شمیم با روز چهل بابا بزرگم توی یه روزه
این دیگه واسه من چیز عجیبی نیست چونکه روز ختم بابابزرگم هم با سالگرد شهادت داییم یکی بود
فقط خدا کنه این قضیه ختم تو چهلم و ختم تو سوم ما دیگه تموم بشه
چون دیگه طاقت ندارم
یاد اون روز میافتم که شمیم بدنیا اومده بود آورده بودنش خونه نفسم بند میاد
بگذریم این شتره گیر داده به ما و بی خیال بشو نیست
خدا نگهدار

 

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

تسليت عرض ميكنم .غم آخرتان باشد.بقاي عمر بازماندگان باشد

*~ فاریا ~*

سلام کچل ... با اين حرفا واقعا کچل شدم ... متاسفم خيلی ناراحت شدم

کبراط

شميم ؟! همونی که چند بار عکسش رو گذاشته بودين ؟!!!!! اون ؟! واقعا متاسفم ... داغ بچه کوچيک خيلی سخته .. من يه بار کشيدم می دونم چه درد سختيه :((((

elina

سالهاست که اين سکوت را تجربه کرده ام بارها نفس در سينه ام حبس شده . چه روزهای سختی را ديده ام .چه شبهای تاريکی را گذرانده ام . اين سکوت چيز ديراشنايی است ! پس تو ازمن نخواه که ؟ کنم . نفسهای تورا بسياری ميشناسند همه ما باميد روزی هستيم که ديگر کسی را دلتنگ و نگران نبينيم . به اميد ان روز غريب هستيم و هيچگاه از هم چنين سوالی نمی پرسيم !!! دليلی نمی خواهيم . همه ما خفه شده ايم و دم نمی زنيم

hasty

من نيز حس ميکنم اين احساس تلخ را که زير پوستم ريشه ميدواند و ديوانه ام ميکند...اما جز تحمل چه ميتوان داشت...و چه خوب است که ريشه ی انسان نسيان است...با آرزوی صبر ...موفق باشين

گل هيچ!

كسي با سكوتش، مرا تا بيابان بي انتهاي جنون برد كسي با نگاهش ، مرا تا درندشت درياي خون برد مرا باز گردان مرا اي به پايان رسانيده -اغاز گردان!

sara

واييييييييييييی. وای من واقعا متاسفم خيلييييييييی دير تر از اونی که بايد می اومدم اومدم ..اما کاش نمی يومدممممممممممممممم..........به جستجوی تو بر درگاه کوه می گريم در آستانه دريا و علف..:) به جستجوی تو در معبر بادها می گريم در جار را فصول در چار چوب شکسته ی پنجره ای که آسمان ابر آلود را قابی کهنه می گيرد.به انتظار تصوير تو اين دفتر خالی تا چند ..تا چند ورق خواهد خورد؟؟؟؟جريان باد را پذيرفتن و عشق را که خواهر مرگ است:( و جاودانگی رازش را با تو در ميان نهاد پس به هيات گنجی در آمدی: بايسته و آز انگيز گنجی از آن دست که تملک خاک را و دياران را از اين سان دلپذير کرده است! نامت سپيده دمی است که بر پيشانی آسمان می کذرد ــمتبرک باد نام تو! و ما همچنان دوره می کنيم شب را و روز را ..هنوز زا ..:(

شهریار

مرگ حقه !! خدا بيامرزه!! به خدا از اين حرف ها نزدم بلد نيستم بيخيال شو ديگه تو هم بيا بنويس دلت باز ميشه

REYHANEH

EARTH TO EARTH ASHESH TO ASHES DUST TO DUST سلام حالتون خوبه ؟ من از صميم قلب‌ تسليت ميگم .ايشالا‌ِغم اخرتون باشه ,روح اونام‌ غرق‌در‌‌رحمت‌الهی‌‌‌ .