مهتاب

نيمه شب هنگاميکه درخشندگي ستارگان به حد اعلا ميرسد عاشقان از خواب مرگبار بر ميخيزند
ان هنگام که مهتاب در نهايت ززيبايي و دلدادگي ميدرخشد پرستندگان زيبايان جهان چون مجسمه هاي بيروح و يا زندانيان فراموش شده روح تازه در بدنشان ميدمد
زمانيکه گورستانهاي دور افتاده در سکوت شب فرو ميروند درخشش نور مهتاب مردگان را ارام از قبور پر از ظلمت خود بيرون ميکشد
من نيز اين سايه هاي سرگردان را اهسته اهسته تعقيب ميکنم و به دنبال گمشده زيباي خودبحرکت ميايم
ميگويند: تماشاي نور مهتاب اثر شوريدگي خاصي را در بيننده بوجود مي اورد
انان نميدانند که تماشاي چشمان تو چه غوغايي به پا ميکند
کاش چون من عاشق شيدايي بودند و اثر سوزاننده اين نگاههاي درخشنده تورا بچشم ميديدند و به جان و دل ميخريدند
اما........افسوس
افسوس که ديگر نه وجود تو هست و نه ديگر ان چشمان درخشنده
خداحافظ  عشق من
اسوده بخواب تا روز دیدار دوباره

/ 25 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرتضی

سلام، خواستم تا ديرتر ازین نشده تشکر کرده باشم. برمیگردم و میخونم. بازم ممنونم.

niloo

به وقت گريه / يا وقت خنده هايم / از من چه مي خواهي / چه مي خواهي كه خسته ، خسته ام من / كه قلبي ويرانه ام من / ديوانه ام من / نفسهايم از من نيست / وجودم نيست / بيگانه ام من / خداحافظ گفتن چه سخت است / براي من ٬ براي تو / براي هر كه بود و هست / خداحافظ گفتن سخت است / سختِ سختِ سخت / شايد ره گشا باشد / كه بود و هست / اما ... خداحافظ گفتن سخت است ...

shadmehr

سلام وبلاگ خيلي خيلی جالب با حلی داری . ممنون از اينکه به من سر زدی . موفق باشی. شادمهر

romina

سلام.......واقعا مطالب قشنگی نوشتيد...جای نظر دادن نداره.فقط می تونم بگم عاليه.ممنون بهم سرزديد.موفق و پايدار باشيد.

نگار نوجوان

خيلی قشنگ بود . ادبی هنری بود ... اما نوجوانانه نبود

علی

يا رب اين شهر چه شهريست که صد يوسف دل ؛ به کلافی بفروشيم و خريداری نيست وبلاگ قشنگی داری ؛ حرفهای قشنگی هم می زنی ؛ به ما هم سر بزن

malos

سلام من اومدم پس تو هم باز بيا...بيا و مرا در ياب در اين گرداب...بابا بيخيال من منتظرم تا تورا باز بينم.....بيا ديگه..خوب فعلآبابای

Fairy

shaba ghamgintarin lahzeye tanhayie...tush fekr nakon!

مينـــــــو

اولش يکم مثل دراکولا نوشتی!!!!!!!! و آخراش خيلی لطيف بود.موفق باشی و شاد

سيد

سلام، متن جالب و پر مغزي بود. موفق باشي.