سلام سلام

خوب بوديد بهتر شديد؟

اي ما هم بد نيستيم خدا رو شكر{از احوال پرسي هاي شما}09.gif

به خدا ديگه حتي روم نميشه از شما به خاطر اينكه بهتون سر نميزنم معذرت خواهي كنم اخه هم تنبل شدم هم وقت ندارم هم حوصله ندارم و هزارو يك دليل ديگه!!08.gif

ديروز با يكي از دوستام داشتم صحبت ميكردم دوستم كه اسمش محمد بود گفت : حميد رضا سعي كن يه كم ادم باشي 11.gif

گفتم :بيشين بينيم بابا12.gif كي به كي ميگه سعي كن ادم باشي يكي بايد به خودت بگه!!!!22.gif

بعد ادامه دادم كه :اشك{الاغ سابق}16.gif

من گنده ترين خلافام اينكه 16.gif

1:ما الشعير رو با اب قاطي ميكنم ميخورم كه مبادا ...بعد تو فلان چيز رو با درصد بالا ميخوري!!!09.gif14.gif

2:من به عكس زنها و دخترا ي بدون روسري نگاه ميكنم احساس گناه شديد ميكنم 17.gifو تو ......كارا رو ميكني و ناراحت هم نميشي15.gif

3:من با يه دختر چت ميكنم از خجالت خيس عرق ميشم32.gif و تو ........

و...

حالا تو به من ميگي ادم باش12.gif... بابا بي خيال

خلاصه اون وقتي خواست خدا حافظي كنه به من گفت :از من گفتن بود حالا ميخواي گوش كن نميخواي گوش نكن11.gif

اخ دلم ميخواست بزنم تو چشش.... 12.gif

بعد اومدم خونه فهميدم كه حضرت اقا ادميت رو تو اون كارا و رفتارا ميدونه18.gif*****

خب اينو نوشتم تا شما ها رو يه كم با روحيات و اخلاق من اشنا بشيد البته من يه كم خيلي با اينايي كه نوشتم تفاوت دارم03.gif اما خيلي شبيه روحيات و عقايد منه {خب منم اين جوريم ديگه}

جاتون خالي كرمان خيلي خوش گذشت كلي حال كرديم

يه روز رفتيم خرما تكوني {فكر كنم اكثرتون ندونيد خرما تكوني چجوريه اما ميگم}براي چيدن خرما اينطوري نيست كه برن دونه هاي خرما رو يكي يكي بچينن بلكه يكي از درخت ميره بالا و خوشه هاي خرما رو تكون ميده تا خرماهاي رسيده درون پارچه اي كه زير درخت گرفتن ريخته بشه بعدش خرما هاي خراب رو از سالم ها جدا ميكنن و درون سبد ميريزن تا اماده جعبه كردن بشه بعد هم اومديم اونا رو بسته بندي كرديم.

خلاصه يه روز رفتيم استخر14.gif يه روز رفتيم چند تا شو گرفتيم 04.gifتازشم اونجا تمرين تير اندازي هم ميكردم35.gif{با تفنگ يوزي كه نه با تفنگ بادي }تير اندازيم بد نبود از 15 متري ميتونستم دونه خرما رو بزنم خلاصه از همين كارا ميكرديم تا اينكه اومديم تهران .

موقع برگشت توي كوپمون يه پدر بزرگ و مادر بزرگ با نوه شون بودن كه اين نوه يه دختر 8_9 بامزه بود همون اول راه به هاله گفتم هاله اون روزنامه چيه ؟هاله گفت جام جم گفتم :بدش بعد دختره گفت:ا ا ا شبكه جام جم 11.gif؟!! همون موقع مامان بزرگه يه چيزي در گوشش گفت كه دختره بلافاصله گفت :خدا رو شكر ما كه ماهواره نداريم!!!!!!؟؟؟؟؟؟****18.gif

خب اينم چكيده چكيده مسافرت ما بود راستي قرار بود كه چند تا از عكسهاي مشهد رو بذارم كه چون نيمي از عكسا خراب شد و تو نيم ديگه خيلي بد افتادم معذورم.

خب ديگه نوشتنم نمياد

خداحافظ23.gif

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهارک

:P شما منو Add کردين ؟؟؟ من Accept کردم ، مرسی ، در مورد اسم وبلاگم چون اونجا محليه که وقتی دلتنگ ميشم يا وقتی خيلی شاد ميشم توش می نويسم اسمشو اونطوری انتخاب کردم و بايد بگم که زمانی که من وبلاگ ساختم ، يعنی دقيقاْ يک سال پيش ، بيشتر اوقات دلتنگ بودم ... دليل دوم هم همينه ... اما الان اغلب شاد هستم ولی ديگه جالب نمی شه اسم وبلاگو عوض کنم ... موفق باشيد

سر به هوا

خرما تکونی رو هم ميدونستم! مگه ما خرما تکونی يا چيز ديگه تکونی نديده ايم؟

سر به هوا

کجات با نمکه؟ بهارک حرف ميزنه! جدی نگير!..... لازم نکرده معذرت بخوای! به تو از اين کارا نيومده! :)) ... خوش به حالت رفتی کلی مسافرت و گردش و..... من اين سه ماه همش خونه بودم :((

Elham

بابا عجبا پس خيلی خوش گذشته مننننننننننننننننننننم

سر به هوا

وای حميد چقدر خجالتی شدی!!! ... روت نميشه سر بزنی ديگه؟ :))

فاریا

سلام . چه عجب بابا . ببينم اون روز که با من چتيتی عرق کرده بودی؟

sohrab

سلام عزيز ........... معذرت ميخواما اما ، ميشه بگيد که با مهدی چه نسبتی داريد ؟

فاریا

کجايييييييييييييييييييييييی