865

بدجور درگیر کار شدم اونم الکی!
تو این مدت رفتم چکاپ کامل و نتیجش اینه که گوشت و کلی چیزای دیگه ممنون شد برام ؛ چون اسید اوریکمبد بود و هم تری گلیسیریدم!
یه فاینال داشتم تو این مدت که 88 شدم اما بازم تاپ شدم ؛ اینم بخاطره اونایی بود که میگفتن زیر 90 هم نمرست.

هنوز مستاجر از خونه پسر عموم نرفته و ما هم اسباب کشی نکردیم.

ترم جدید زبان شروع شده ؛ کلاس ما پایلوت انتخاب شده برای تدریس کتابهای تاچ استون ادیشن دو توی کل آموزشگاه و این کتاب بسی بسیار سخت تره!!

توی این مدت رفتم چشم پزشکی و متوجه شدم نمره چشام رفته بالا و دیگه مجبورم همیشه عینک داشته باشه ؛ دیروز هم رفتم عینک جدیدم رو گرفتم!

توی این مدت کمردرد مامانم شدید شده و دکتر گفته باید عمل کنه.

این یه گزارش مختصر و مفید بود از وقایع این مدت که نبودم

/ 4 نظر / 21 بازدید
م ا ه ی

انشاله مامانتون سالم و سرحال باشن همیشه دانشجوی تاپ کلاس بودن هم سخته ها تست شدن با کتابهای جدید خیلی بده! عینک که خیلی بده.به نظر من جراحی کنید و راحت!من که راضی ام و شاکر خدا برای جراحی و الان آسوده ام!

م ا ه ی

من عمل کردم چشمام موردی نداشت فقط نمیخواستم عینک بزنم! البته باید شرایطش و داشته باشید مث سایز قرنیه و اندازه کافی نمره چشم!!!

مهشيد

چرا ؟ شما كه خيلي تو خوردن مراعات ميكردين ؟ اميدوارم مامانتون بهتر شن .

فاریا

از الان ؟؟ رعابت کن کچل ل [هیپنوتیزم]