808

دیروز دوبار از ته دل ناراحت شدم ؛
یه بار وقتی داشتم به همکار در معرض اخراجم یه خاطرهدر مورد مکه و خونه خدا میگفتم و یدفعه دیدم که کجا بودم و الآن کجام و چقدر فاصله دارم با اون روزام


یه بار هم آخر شب وقتی از خروجی مدرس شمال اومدم تو همت غرب و دیدم یکی داره برای خودش رخت خواب پهن میکنه روی چمنها توی این سرما!

 

واسه هیچ کدومشونم فکر نکنم توضیحی لازم باشه که چرا!!

/ 0 نظر / 12 بازدید